تبلیغات
چراغ زندگی - بابی مهربونه طلا

بابی مهربونه طلا

نویسنده :مامانی
تاریخ:دوشنبه 20 تیر 1390-06:30 ب.ظ

طلاجان من اومدم

با بابایی رفته بودیم خرید و یه عالمه به به خریدیم.

الانم بابایی داره توی حیاط خونه بالا و پایین می پره تا زردالوهای درخت توی حیاط رو برای من و تو و حاج آقا بچینه.

راستی طلاجان بابایی این روزا خیلی زحمت می كشه یادت باشه هروقت اومدی دوتایی یه عالمه ازش تشكر كنیم...

از همینجا یه بوس گنده برای بابایی جون می فرستیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
http://zippydairy1077.snack.ws/
چهارشنبه 21 تیر 1396 03:11 ق.ظ
Its like you read my mind! You appear to know so much about
this, like you wrote the book in it or something. I think that you could do with a
few pics to drive the message home a little bit, but instead
of that, this is magnificent blog. A great read.
I will definitely be back.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo